فرهنگ آریان‌پور

تشجیع کردن

#۵۷٬۱۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

embolden

تشجیع کردن، جسور کردن

۲

bield

شیر کردن، تشجیع کردن، شهامت دادن، شجاع شدن، دفاع کردن، مسکن گزیدن

۳

heart

قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن

۴

hearten

دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن

۵

solicit

درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن