فرهنگ آریان‌پور

تزلزل

#۵۶٬۷۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن shake destabilization

۲

waver

متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن

۳

insecurity

نا امنى، تزلزل، سستى

۴

uncertainty

تردید، نامعلومى، شک، چیز نامعلوم، بلاتلکیفى unsteadiness