فرهنگ آریانپور
تزلزل
#۵۶٬۷۲۷
shake
(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن shake destabilization
waver
متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن
insecurity
نا امنى، تزلزل، سستى
uncertainty
تردید، نامعلومى، شک، چیز نامعلوم، بلاتلکیفى unsteadiness