واژههای فارسی←تزریق کردنی - داروی -فرهنگ آریانپورتزریق کردنی - داروی -#۵۶٬۷۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱injectionتزریق، اماله، تنقیه، داروى تزریق کردنى، یک بیکواژههای نزدیک در الفباتزریق سوختمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتزریق کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتزریق کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتزریق کردن - سوزن -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتزریق کردن - یود -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتزریق کردن خونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر