فرهنگ آریان‌پور

تزریق کردن

#۵۶٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

inject

تزریق کردن، زدن، اماله کردن، سوزن زدن

۲

perfuse

پاشیدن، جارى ساختن، (پزشکى) تزریق کردن

۳

syringe

سرنگ، آبدزدک، تزریق کردن

۴

throwin

(کلاج را) در دنده انداختن، تزریق کردن، مشارکت کردن، افزودن بر