واژههای فارسی←ترک کردن محل سکنی خودفرهنگ آریانپورترک کردن محل سکنی خود#۵۶٬۲۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dislodgeاز جاى خود بیرون کردن، راندنواژههای نزدیک در الفباترک کردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترک کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترک کردن - باعجله -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترک کردن - ناگهان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترک کردن بدون اجازهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیترک کردن بسرعتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر