واژههای فارسی←اره شدنفرهنگ آریانپوراره شدن#۵٬۶۲۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱saw(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگرواژههای نزدیک در الفباارزیافتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیارزیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیارزیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیارزیزاورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیارزیزگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیارزیزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر