فرهنگ آریانپور
ارزیدن
#۵٬۳۶۴
cost
(past: cost ; past participle: cost) ـ هزینه، ارزش، ارزیدن، بها، خرج، قیمت داشتن، ارزش داشتن
lie in
در بستر زایمان بودن، ارزیدن، تمام شدن
avail
سودمند بودن، به درد خوردن، داراى ارزش بودن، در دسترس واقع شدن، فایده بخشیدن، سود، فایده، استفاده، کمک، ارزش
worth
ارزش، قیمت، بها، سزاوار، ثروت، با ارزش