فرهنگ آریان‌پور

تربیت‌ کردن

#۵۵٬۷۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

train

قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن

۲

educate

فرهیختن، تربیت کردن، دانش آموختن، تعلیم دادن

۳

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۴

coach

کالسکه، واگن راه آهن، مربى ورزش، رهبرى عملیات ورزشى را کردن، معلمى کردن

۵

refine

پالائیدن، پالودن، تصفیه کردن، خالص کردن، تهذیب کردن، پاک شدن، تصحیح کردن

۶

nurture

پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن