فرهنگ آریانپور
تربیت شده
#۵۵٬۷۷۰
genteel
آقا منش، اصیل، نجیب، تربیت شده
cultured
پرورده، تربیت شده، مهذب، تحصیل کرده
well bred
با تربیت، تربیت شده، خوش جنس
made
(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make
accomplished
انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن