فرهنگ آریان‌پور

ارمیدن

#۵٬۵۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۳

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۴

couch

تخت، نیمکت، خوابانیدن، در لفافه قرار دادن

۵

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۶

lounge

لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت

۷

nestle

آشیان گرفتن، لانه کردن، آسودن، در آغوش کسى خوابیدن