فرهنگ آریانپور
ارمانی
#۵٬۵۵۷
idealistic
آرمانى، مطلوب، وابسته به آرمان گرایى، آرمان گرا
dream
(past: dreamed, dreamt ; past participle: dreamed, dreamt) ـ خواب، خواب دیدن، رویا دیدن
ideal
کمال مطلوب، هدف زندگى، آرمان، آرزو، ایده آل، دلخواه ideal ideological
Utopian
ساکن جزیره اتویپى، اهل اتویپى، خیالى، تخیلى
abstract
چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى