فرهنگ آریانپور
تخمیر کردن
#۵۵٬۲۱۹
quicken
زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب
#۵۵٬۲۱۹
زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب