واژههای فارسی←تخمیر - ماده -فرهنگ آریانپورتخمیر - ماده -#۵۵٬۲۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱fermentترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطرابواژههای نزدیک در الفباتخمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمی - اسب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمی - سرخس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمی - نهال -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمی که درلانه مرغ می گذارند تا مرغ تخم کندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر