واژههای فارسی←تخمک اوردنفرهنگ آریانپورتخمک اوردن#۵۵٬۱۹۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ovulateتخمک دادن، تخمک گذاردن، تولید اوول کردنواژههای نزدیک در الفباتخمراهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمراههمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمزامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمک - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمک (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر