واژههای فارسی←تخمکفرهنگ آریانپورتخمک#۵۵٬۱۹۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ovuleتخمک، تخمچه، اوول زن۲ovumیاخته ماده، سلول نطفه ماده، تخمک۳eggتخم مرغ، تخم، تحریک کردنواژههای نزدیک در الفباتخمدان کردن - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمدان ها را دراوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمدانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمراهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمراههمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخمزامشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر