واژههای فارسی←تخم مرغی - جسم -فرهنگ آریانپورتخم مرغی - جسم -#۵۵٬۱۵۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ovoid(ovoidal =) ـ جسم تخم مرغى، تخم مرغى شکل۲ovoidal(ovoid =) ـ جسم تخم مرغى، تخم مرغى شکلواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر