واژههای فارسی←تخم اوریفرهنگ آریانپورتخم اوری#۵۵٬۰۸۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seedبذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتنواژههای نزدیک در الفباتخم - سلول -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم - محفظه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم افتاده - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم افشانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم افشاندن - دوباره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم اورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر