واژههای فارسی←تخم مرغیفرهنگ آریانپورتخم مرغی#۵۵٬۱۵۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ovalتخم مرغى، بادامى، بیضى، تخم مرغى شکل۲ovateتخم مرغى، بیضى۳ellipse(هندسه) بیضى، شلجمى، تخم مرغى، حذف، ادغامواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر