واژههای فارسی←تخم لقاح شدهفرهنگ آریانپورتخم لقاح شده#۵۵٬۱۴۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱oospermتخم لقاح شده، تخمواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر