واژههای فارسی←تخم ریزی ماهی - محل -فرهنگ آریانپورتخم ریزی ماهی - محل -#۵۵٬۱۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱hatcheryمحل تخم گذارى (مرغ یا ماهى)، محل تخم ریزى ماهى، محل نقشه کشى و توطئهواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر