واژههای فارسی←تخم ریزی - جای -فرهنگ آریانپورتخم ریزی - جای -#۵۵٬۱۱۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seedbedجاى تخم ریزى، محل رشد و نموواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر