واژههای فارسی←تخم در اوردن - از -فرهنگ آریانپورتخم در اوردن - از -#۵۵٬۱۰۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱cleckاز تخم در آوردن، تخم گذاشتنواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر