واژههای فارسی←تخم دارفرهنگ آریانپورتخم دار#۵۵٬۱۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seedyتخمى، تخم دار، به تخم افتاده، مندرس، از کار افتاده۲seminiferousایجاد کننده بذر یا نطفه، تخم دار، منى سازواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر