واژههای فارسی←تخم خوابیدن - روی -فرهنگ آریانپورتخم خوابیدن - روی -#۵۵٬۱۰۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱incubateبر خوابیدن، روى تخم خوابیدن، جوجه کشى کردنواژههای نزدیک در الفباتخم اوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بادیان رومی که به صورت ادویه به کار می رودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بارورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم برهنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتخم بزرگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر