فرهنگ آریان‌پور

تخلف کردن از

#۵۵٬۰۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

infringe

تخلف کردن از، تجاوز کردن از، تعدى

۲

contravene

تخلف کردن از، نقض کردن، تخطى کردن

۳

broach

سنجاق کراوات، برش، سیخ، شکل سیخ، به شکل مته، سوراخ کن، سوراخ کردن، نوشابه درآوردن (از چلیک)، براى نخستین بار باز کردن، باز کردن یا مطرح نمودن، به سیخ کشیدن، تخلف کردن از

۴

transgress

تجاوز کردن از، تخلف کردن از، تخطى کردن از، سرپیچى کردن از