فرهنگ آریان‌پور

تخفیف دادن

#۵۵٬۰۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bate

کم کردن، تخفیف دادن، پایین آوردن، نگهداشتن (نفس)، راضى کردن، دلیل و برهان آوردن، بال زدن به طرف پایین، خیساندن چرم درماده قلیایى

۲

abate

فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن

۳

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن

۴

assuage

آرام کردن، تخفیف دادن

۵

relieve

خلاص کردن (از درد و رنج و عذاب)، کمک کردن، معاونت کردن، تخفیف دادن، تسلى دادن، فرو نشاندن، بر کنار کردن، تغییر پست دادن، برجستگى، داشتن، بر جسته ساختن، ریدن

۶

derogate

باطل کردن، فسخ کردن (قسمتى از چیزى را)، کسر کردن، تخفیف دادن، کاستن، عمل موهن انجام دادن

۷

discount

تخفیف، نزول، کاستن، تخفیف دادن، برات را نزول کردن

۸

mitigate

سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن

۹

extenuate

رقیق کردن، تخفیف دادن، کاستن از، کم کردن، کوچک کردن، نازک کردن، کم تقصیر قلمداد کردن، کم ارزش قلمداد کردن

۱۰

pull down

خراب کردن، پایین آوردن، تخفیف دادن، کاستن، دریافت کردن

۱۱

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۱۲

slake

فروکشى، تخفیف، کاهش، فرونشستن، معتدل شدن، کاهش یافتن، آبدیده کردن

۱۳

modify

پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن

۱۴

rebate

کاستن، کم کردن، کند کردن، بى ذوق کردن، تخفیف، کاهش

۱۵

commute

تبدیل کردن، مسافرت کردن با بلیط تخفیف دار، هر روزاز حومه به شهر و بالعکس سفر کردن

۱۶

alleviate

سبک کردن، آرام کردن، کم کردن