فرهنگ آریانپور
تخفیف
#۵۵٬۰۰۷
discount
تخفیف، نزول، کاستن، تخفیف دادن، برات را نزول کردن
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
slake
فروکشى، تخفیف، کاهش، فرونشستن، معتدل شدن، کاهش یافتن، آبدیده کردن
rebate
کاستن، کم کردن، کند کردن، بى ذوق کردن، تخفیف، کاهش
damping
خفگى، تخفیف، تعدیل
abatement
کاهش، تخفیف، فروکش، جلوگیرى، غصب
remission
بخشش، آمرزش، عفو، گذشت، تخفیف، بهبودى بیمارى
mitigation
سبک سازى، تخفیف، فرونشاتى، کم سازى، کاهش
refraction
شکست، انکسار، تجزیه، انحراف، تخفیف
relaxation
سست سازى، تخفیف، تمدد اعصاب، استراحت
alleviation
تسکین، تخفیف، فرونشست
assuagement
فرو نشانى، تسکین، تخفیف
allowance
فوق العاده و هزینه ى سفر، مدد معاش، جیره دادن، فوق العاده دادن