تخصیص دادن
#۵۴٬۹۸۳
allot
تخصیص دادن، معین کردن، سهم دادن
give
(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن
design
قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود
allocate
اختصاص دادن، معین کردن، تخصیص دادن
sanctify
تقدیس کردن، تطهیر کردن، (ازگناه) پاک کردن، تخصیص دادن، تصدیق کردن
apportion
بخش کردن، تقسیم کردن، تخصیص دادن
designate
نامزد کردن، گماشتن، معین کردن، تخصیص دادن، برگزیدن
designing
قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود design
consecrate
وقف شده، ویژه کردن، تخصیص دادن، تقدیس کردن
assign
واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، گماشتن، قلمداد کردن، اختصاص دادن، بخش کردن، ذکر کردن
destine
قبلا انتخاب کردن، مقدر کردن، سرنوشت معین کردن
earmark
نشان هویت، نشان کردن، اختصاص دادن، کنار گذاشتن
appropriate
اختصاص دادن، براى خود برداشتن، ضبط کردن، درخور، مناسب، مقتضى