فرهنگ آریان‌پور

تخصصی

#۵۴٬۹۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

expertism

تفتیش و رسیدگى خبره، کارشناسى، تخصصى

۲

skilled

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill