تحقیر
#۵۴٬۵۴۶
letdown
تحقیر، یاس، نومیدى شکست
contempt
تحقیر، اهانت، خفت، خوارى
humiliation
تحقیر، احساس حقارت
belittlement
تحقیر، کم ارزش سازى
scorn
تمسخر، تحقیر، بى اعتنایى، حقارت، خوار شمردن، اهانت کردن، استهزاء کردن، خردانگارى، خرد انگاشتن
slight
مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن abasement
disdain
اهانت، استغنا، عار (دانى)، تحقیر، خوار شمردن
meiosis
تقسیم کاهشى، (م.ل.) تحقیر، نمایش مصغر چیزى، اطناب، (زیست شناسى) تغییرات متوالى هسته که منتهى به تشکیل سلول جدید مى گردد، تقسیم سلولى
humility
فروتنى، افتادگى، تواضع، حقارت، تحقیر
diminution
کاهش، کسر، تقلیل، کم شدگى، تحقیر
affront
آشکارا توهین کردن، رو به رو دشنام دادن، بى حرمتى، هتاکى، مواجهه، رو در رویى contemptuousness
disesteem
بى اهمیتى، کم گرفتن، ناچیز پنداشتن
debasement
پستى
revilement
ناسزا گویى
depreciation
کاهش بها، تنزل، استهلاک، ناچیز شمارى