فرهنگ آریانپور
تحقق یافتن
#۵۴٬۵۴۵
come off
تحقق یافتن، وقوع یافتن
realize
واقعى کردن، درک کردن، فهمیدن، دریافتن، تحقق یافتن، نقد کردن، تحقق بخشیدن، پى بردن
prove
(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن
materialize
مادى کردن، صورت خارجى به خود گرفتن، جامه عمل به خود پوشیدن