فرهنگ آریان‌پور

تحقق یافتن

#۵۴٬۵۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

come off

تحقق یافتن، وقوع یافتن

۲

realize

واقعى کردن، درک کردن، فهمیدن، دریافتن، تحقق یافتن، نقد کردن، تحقق بخشیدن، پى بردن

۳

prove

(past: proved ; past participle: proved, proven) ـ ثابت کردن، در آمدن

۴

materialize

مادى کردن، صورت خارجى به خود گرفتن، جامه عمل به خود پوشیدن