فرهنگ آریان‌پور

تحریک کردن ناگهانی

#۵۴٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sting

(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن