واژههای فارسی←تحریک کردن ناگهانیفرهنگ آریانپورتحریک کردن ناگهانی#۵۴٬۴۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sting(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدنواژههای نزدیک در الفباتحریک کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحریک کردن با جریان برقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحریک کردن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحریک کردن به کار احمقانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحریک کردن به کار بدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحریک کردن به کارهای بدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر