فرهنگ آریانپور
تحریف کردن
#۵۴٬۴۱۲
falsify
تحریف کردن، دست بردن در، باطل ساختن، تزویر کردن
anagrammatize
تحریف کردن، جابجا کردن، قلب کردن
skew
کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب
slant
کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن
garble
ضایعات، فضولات، تحریف، تحریف کردن، الک کردن
agonize
عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن
distort
کج کردن، تحریف کردن، از شکل طبیعى انداختن