فرهنگ آریان‌پور

تحریف کردن

#۵۴٬۴۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

falsify

تحریف کردن، دست بردن در، باطل ساختن، تزویر کردن

۲

anagrammatize

تحریف کردن، جابجا کردن، قلب کردن

۳

skew

کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب

۴

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن

۵

garble

ضایعات، فضولات، تحریف، تحریف کردن، الک کردن

۶

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن

۷

distort

کج کردن، تحریف کردن، از شکل طبیعى انداختن