فرهنگ آریان‌پور

تحریف شدن

#۵۴٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mutilate

معیوب کردن، ناقص، فلج، قلب و تحریف شده، بى اندام کردن، اخته کردن، ناقص کردن، فلج کردن، تحریف شدن

۲

warp

تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن