فرهنگ آریان‌پور

تحریف‌ کردن

#۵۴٬۴۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن

۲

garble

ضایعات، فضولات، تحریف، تحریف کردن، الک کردن

۳

distort

کج کردن، تحریف کردن، از شکل طبیعى انداختن

۴

strain

کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن

۵

wrench

(معنى مجازى) نقشه فریبنده، عمل تند و وحشیانه، آچار، آچار فرانسه، تند، چرخش، پیچ دادن، پیچ خوردن

۶

pervert

منحرف کردن، از راه راست به در کردن، گمراه شدن، مرتد، بدراه، منحرف

۷

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت

۸

torture

شکنجه، عذاب، زجر، عذاب دادن، زجر دادن

۹

misreport

اشتباه گزارش دادن

۱۰

interpolate

در میان عبارات دیگر جا دادن، داخل کردن، درون یابى کردن