فرهنگ آریان‌پور

تحت قیمومت

#۵۴٬۳۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

trust

اعتماد، ایمان، توکل، اطمینان، پشت گرمى، امید، اعتقاد، اعتبار، مسئولیت، امانت، ودیعه، اتحادیه شرکتها، ائتلاف، اعتماد داشتن، مطمئن بودن، پشت گرمى داشتن به

۲

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۳

trusteeship

امانت، امانت دارى، تولیت، جزء امنا بودن