فرهنگ آریان‌پور

تحت‌ الشعاع قرار دادن

#۵۴٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

eclipse

گرفتگى، گرفت، کسوف یا خسوف، تحت الشعاع قرار دادن

۲

outshine

(past: outshone ; past participle: outshone) ـ بیشتر درخشیدن، تحت الشعاع قرار دادن، پیشى گرفتن از

۳

overshadow

تاریک کردن، مسلط شدن بر، تحت الشعاع قرار دادن، سایه افکندن بر

۴

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۵

dominate

چیره شدن، حکمفرما بودن، تسلط داشتن، تفوق یافتن

۶

override

(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن