فرهنگ آریانپور
تحت الشعاع قرار دادن
#۵۴٬۲۵۶
eclipse
گرفتگى، گرفت، کسوف یا خسوف، تحت الشعاع قرار دادن
outshine
(past: outshone ; past participle: outshone) ـ بیشتر درخشیدن، تحت الشعاع قرار دادن، پیشى گرفتن از
overshadow
تاریک کردن، مسلط شدن بر، تحت الشعاع قرار دادن، سایه افکندن بر
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن
dominate
چیره شدن، حکمفرما بودن، تسلط داشتن، تفوق یافتن
override
(past: overrode ; past participle: overridden) ـ سواره گذشتن از، پایمال کردن، باطل ساختن، برترى جستن بر، برتر یا مهمتر بودن، لغو کردن، باطل کردن