فرهنگ آریان‌پور

تحت قاعده در اوردن

#۵۴٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

formularize

به صورت فرمول درآوردن، تحت قاعده در آوردن، مدون کردن

۲

regulate

تنظیم کردن، میزان کردن، درست کردن

۳

normalize

به صورت عادى و معمولى در آوردن، طبیعى کردن، تحت قانون و قاعده در آوردن، هنجار کردن