فرهنگ آریان‌پور

تحت فرمان داشتن

#۵۴٬۳۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۲

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)