فرهنگ آریان‌پور

تحت سلطه دراوردن

#۵۴٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

control

کنترل، کنترل کردن، نظارت کردن، تنظیم کردن، بازرسى، بازبینى، کاربرى control ـ (53)

۲

overbear

(past: overbore ; past participle: overborne) ـ بزمین زدن، مغلوب کردن، زیاد میوه دادن

۳

subordinate

تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار