فرهنگ آریان‌پور

تحت تاثیر قرار گرفتن

#۵۴٬۲۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

snow

برف، برف باریدن، برف آمدن

۲

sway

این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى

۳

possess

دارا بودن، داشتن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن