فرهنگ آریانپور
تجلی کردن
#۵۴٬۱۶۰
emanate
ناشى شدن، سرچشمه گرفتن، بیرون آمدن، جارى شدن، تجلى کردن
reincarnate
تجسم یا زندگى تازه دادن، حلول کردن، تجلى کردن
transfigure
تغییر صورت دادن، تغییر شکل یافتن، تغییر شکل دادن، تجلى کردن، نورانى کردن، دگر سیما کردن