فرهنگ آریان‌پور

تجلی

#۵۴٬۱۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

epiphany

تجلى، ظهور، ظهور و تجلى عیسى

۲

emanation

تجلى، نشئه

۳

aura

نشئه و تجلى هر ماده (مثل بوى گل)، رایحه، تشعشع نورانى

۴

influence

نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن

۵

phenomena

حادثه، عارضه، عرض، نمود، تجلى، اثر طبیعى، نادره، شخص برجسته

۶

expression

بیان، تجلى، ابراز، کلمه بندى، سیما، قیافه، مبین

۷

phenomenon

پدیده، حادثه، عارضه، نمود، تجلى، اثر طبیعى

۸

agony

درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن

۹

burst

(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم

۱۰

genius

نابغه، نبوغ، استعداد، دماغ، ژنى

۱۱

epitome

خلاصه، مختصر، خلاصه رئوس مطالب

۱۲

revelation

فاش سازى، آشکار سازى، افشاء، وحى، الهام

۱۳

manifestation

آشکار سازى، ظهور، ابراز

۱۴

personification

تجسم شخصیت، عین، همانند دیگرى