فرهنگ آریانپور
تجلی
#۵۴٬۱۵۳
epiphany
تجلى، ظهور، ظهور و تجلى عیسى
emanation
تجلى، نشئه
aura
نشئه و تجلى هر ماده (مثل بوى گل)، رایحه، تشعشع نورانى
influence
نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن
phenomena
حادثه، عارضه، عرض، نمود، تجلى، اثر طبیعى، نادره، شخص برجسته
expression
بیان، تجلى، ابراز، کلمه بندى، سیما، قیافه، مبین
phenomenon
پدیده، حادثه، عارضه، نمود، تجلى، اثر طبیعى
agony
درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن
burst
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
genius
نابغه، نبوغ، استعداد، دماغ، ژنى
epitome
خلاصه، مختصر، خلاصه رئوس مطالب
revelation
فاش سازى، آشکار سازى، افشاء، وحى، الهام
manifestation
آشکار سازى، ظهور، ابراز
personification
تجسم شخصیت، عین، همانند دیگرى