فرهنگ آریان‌پور

تجلی‌ کردن

#۵۴٬۱۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shine

(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش

۲

radiate

تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن