واژههای فارسی←تجسم کردن در شعرفرهنگ آریانپورتجسم کردن در شعر#۵۴٬۱۴۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱representنشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردنواژههای نزدیک در الفباتجسم روحمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم شخصیتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم شیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم فضاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم فکریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر