واژههای فارسی←تجسم روحفرهنگ آریانپورتجسم روح#۵۴٬۱۳۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ghostشبح، روح، روان، جان، خیال، تجسم روح، چون روح بر خانه ها و غیره سرزدنواژههای نزدیک در الفباتجسس کردن مخفیانه و جاسوس وارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم - تجدید -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم - مکتب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم به صورت وضوحمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم ثانویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر