فرهنگ آریان‌پور

تجسم

#۵۴٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

embodiment

تجسم، در بردارى، تضمین، درج

۲

incarnation

تجسم، صورت خارجى

۳

visualization

تجسم، تصور، تجسم فکرى

۴

personification

تجسم شخصیت، عین، همانند دیگرى

۵

shape

شکل، صورت، قواره، ریخت، اندام، تجسم، شکل دادن به، سرشتن، شکل دادن

۶

portrayal

(معنى مجازى) تصویر، نمایش، مجسم سازى، تجسم، تعریف

۷

apparition

ظهور، خیال، روح، تجسم، شبح، منظر

۸

projection

افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه

۹

prosopopoeia

(عروض) تعریف شخص غایب به صورت متکلم وحده، حاضر دانستن شخص غایب، تجسم

۱۰

hallucination

خیال، وهم، خطاى حس، اغفال، توهم، تجسم

۱۱

substantiation

تحقق، اثبات، تجسم

۱۲

soul

روح

۱۳

manifestation

آشکار سازى، ظهور، ابراز

۱۴

representation

نمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائه