واژههای فارسی←تجسم چیزی بودنفرهنگ آریانپورتجسم چیزی بودن#۵۴٬۱۳۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱personifyداراى شخصیت کردن، شخصیت دادن به، رل دیگرى بازى کردنواژههای نزدیک در الفباتجسس کردن مخفیانه و جاسوس وارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم - تجدید -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم - مکتب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم به صورت وضوحمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتجسم ثانویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر