ارشد
#۵٬۴۰۳
classy
ارشد، درجه یک
higher up
ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد
elder
بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا
major
مهاد، بزرگ، عمده، متخصص شدن، اکبر، بزرگتر، بیشتر، اعظم، کبیر، طویل، ارشد، سرگرد، بالغ
eldest
بزرگترین، سالدارترین، مسن ترین، ارشد
senior
بزرگتر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمى
superior
بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز
commander
فرمانده، ارشد، سرکرده، تخماق
firstborn
نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد
superordinate
شخص بالاتر، مافوق، ارشد، فرمانفرما
old line
داراى قدرت در اثر ارشدیت، ارشد، محافظه کار
big
بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده
above
در بالا، بالاى، بالاى سر، نام برده، بالاتر، برتر، مافوق، واقع دربالا، سابق الذکر، مذکور در فوق
chief
مخصوصاً، به طور عمده
doyen
بزرگتر، ریش سفید، شیخ السفراء
first
نخست، نسختین، اولاً، نخستین، اول، یکم، مقدم، مقدماتى واژه هاى شامل
better
(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد