فرهنگ آریان‌پور

ارشد

#۵٬۴۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

classy

ارشد، درجه یک

۲

higher up

ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد

۳

elder

بزرگتر، ارشد، ارشد کلیسا، شیخ کلیسا

۴

major

مهاد، بزرگ، عمده، متخصص شدن، اکبر، بزرگتر، بیشتر، اعظم، کبیر، طویل، ارشد، سرگرد، بالغ

۵

eldest

بزرگترین، سالدارترین، مسن ترین، ارشد

۶

senior

بزرگتر، مهتر، ارشد، بالاتر، بالارتبه، قدیمى

۷

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز

۸

commander

فرمانده، ارشد، سرکرده، تخماق

۹

firstborn

نخست زاده، ارشد، فرزند ارشد

۱۰

superordinate

شخص بالاتر، مافوق، ارشد، فرمانفرما

۱۱

old line

داراى قدرت در اثر ارشدیت، ارشد، محافظه کار

۱۲

big

بزرگ، با عظمت، سترک، ستبر، آدم برجسته، آبستن، داراى شکم برآمده

۱۳

above

در بالا، بالاى، بالاى سر، نام برده، بالاتر، برتر، مافوق، واقع دربالا، سابق الذکر، مذکور در فوق

۱۴

chief

مخصوصاً، به طور عمده

۱۵

doyen

بزرگتر، ریش سفید، شیخ السفراء

۱۶

first

نخست، نسختین، اولاً، نخستین، اول، یکم، مقدم، مقدماتى واژه هاى شامل

۱۷

better

(صفت تفصیلى good) بهتر، خوبتر، نیکوتر، بیشتر، افضل، به طور بهتر بهتر کردن، بهتر شدن، بهبودى یافتن، چیز بهتر، شرط بندى کننده، کسى که شرط مى بندد