فرهنگ آریان‌پور

تثبیت‌ کردن

#۵۳٬۸۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن